اتمام حجت امام علي النقي با غدير

 

>زيارت نامه غدير

>قرآن موافق با غدير، غدير موافق با قرآن

زيارت نامه غدير

 

بحارالانوار: ج 97 ص 360. مصباح المتهجد: ص 691.

امام علي النقي عليه‏السلام در سالي که معتصم عباسي آنحضرت را از مدينه به سامرا آورد، در روز عيد غدير به نجف آمدند و اميرالمؤمنين عليه‏السلام را زيارت کردند و زيارت نامه‏ي مفصلي که يک دور کامل اعتقادي درباره‏ي فرهنگ غدير است خواندند و ماجراي غدير را ضمن آن چنين بيان فرمودند:

من شهادت مي‏دهم که پيامبر صلي اللَّه عليه و آله آنچه درباره‏ي تو از سوي خدا نازل شده بود را ابلاغ کرد و امر خدا را امتثال نمود و اطاعت و ولايت تو را بر امتش واجب کرد و براي تو از آنان بيعت گرفت و تو را صاحب اختيار مؤمنين قرار داد، همانگونه که خداوند اين مقام را براي تو قرار داده بود.

سپس خدا را بر اين مطلب شاهد گرفت و فرمود: آيا فرمان الهي را به شما نرساندم؟ گفتند: آري رساندي. فرمود: خدايا شاهد باش و تو براي شاهد بودن و قضاوت بين بندگان کافي هستي.

... يا اميرالمؤمنين، من شهادت مي‏دهم که هر کس غير تو را با تو يکسان بداند و او را به جاي تو قرار دهد از دينِ پايداري که خداوند رب العالمين پسنديده و آن را با ولايت تو در روز غدير کامل فرموده، روي گردان است.

... شهادت مي‏دهم که خداوند به پيامبر صلي اللَّه عليه و آله دستور داد تا صاحب اختياريِ تو را بر امت علناً اعلام کند تا مقام شامخ تو را بلندتر نمايد و برهان و دليل تو را اعلان نمايد و سخنان باطل را خط بطلان کشد و عذرها را قطع نمايد. آنگاه که پيامبر صلي اللَّه عليه و آله از فتنه‏ي فاسقين نگران شد و تقيه از منافقين را مطرح نمود، پروردگار جهان بر او وحي فرستاد که «يا ايها الرسول، بلغ ما انزل اليک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و اللَّه يعصمک من الناس». اين بود که آنحضرت سنگيني سفر را بر خود هموار نمود و در شدت گرماي ظهر بپاخاست و خطبه‏اي ايراد کرد و شنوانيد و ندا کرد و رسانيد. سپس از همه‏ي آنان پرسيد: آيا رسانيدم؟ گفتند: آري بخدا قسم. عرض کرد: خدايا شاهد باش. سپس پرسيد: آيا من نسبت به مؤمنين از خودشان صاحب اختيارتر نبوده‏ام؟ گفتند: آري. پس دست تو را گرفت و فرمود: «من کنت مولاه فعلي مولاه،اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله».

ولي به آنچه خداوند درباره‏ي تو بر پيامبرش نازل کرد جز عده‏ي کمي ايمان نياوردند و اکثرشان جز زيان کاري چيزي بدست نياوردند... خدايا لعنت کن کساني را که حق وليت را غصب نمودند و عهد و پيمان او را انکار نمودند بعد از يقين و اقرار به ولايت او در روزي که دين را برايش کامل نمودي.

قرآن موافق با غدير، غدير موافق با قرآن

 

بحارالانوار: ج 2 ص 226 ح 3.

اهل اهواز خدمت امام هادي عليه‏السلام نامه‏اي نوشتند و طي آن سؤالاتي مطرح کردند. حضرت در جواب آنان نامه‏اي نوشتند و پاسخ سؤالاتشان را دادند و از جمله فرمودند:

صحيح‏ترين خبري که اثبات آن از قرآن شناخته شده حديث ثقلين است که نقل آن از پيامبر صلي اللَّه عليه و آله مورد اتفاق است. ما اين آيه را به صراحت در قرآن مي‏يابيم که مي‏فرمايد: «انما وليکم اللَّه و رسوله و الذين آمنوا...»، و روايات متفق است که اين آيه درباره‏ي اميرالمؤمنين عليه‏السلام است که انگشتر خود را در حال رکوع صدقه داد و خدا از اين عمل او قدرداني فرمود و اين آيه را درباره‏اش نازل نمود.

بعد مي‏بينيم که پيامبر صلي اللَّه عليه و آله او را از اصحابش جدا کرد و اين عبارت را فرمود: «من کنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه». از اين ارتباط مي‏فهميم که قرآن به درستي اين اخبار و حقانيت اين شواهد گواهي مي‏دهد. لذا است که امت بايد بدان اقرار کنند چرا که با قرآن موافق است و قرآن با آنها موافق است. اينجاست که پيروي از چنين احاديثي واجب مي‏شود و جز اهل عناد و فساد نمي‏توانند از آن سرپيچي کنند.