سؤالات خضر از اميرالمومنين و گواهي او بر امامت ائمه
شيخ صدوق عليه الرحمة در کتاب عيون، از ابوهاشم داود بن قاسم جعفري، از امام باقر عليهالسلام نقل نموده که فرمود:
«روزي اميرالمؤمنين با امام حسن و امام حسين عليهمالسلام وارد مسجد الحرام شدند، در حالي که اميرالمؤمنين عليهالسلام بر دست سلمان تکيه نموده بود.پس مردي نيک سيما و خوش لباس بر اميرالمؤمنين عليهالسلام سلام کرد و چون آن حضرت سلام او را پاسخ داد، آن مرد گفت:
يا اميرالمؤمنين! من از شما سه مسأله را سؤال ميکنم، اگر پاسخ آنها را دادي ميدانم که اين مردم مرتکب خلاف شدهاند و من حکم ميکنم که آنان از کيفر دنيا و آخرت ايمن نيستند و اگر پاسخ ندادي ميدانم که شما با آنان يکسان هستيد[و حقي از شما تضييع نشده است]. اميرالمؤمنين عليهالسلام به او فرمود: «از هر چه ميخواهي سؤال کن.»
آن مرد گفت: به من خبر بده که چون انسان ميخوابد روح و کجا ميرود؟ و بگو بدانم دليل فراموشي و به ياد آوردن انسان چيست؟
و سؤال سوم علت اين که فرزند شباهت به عموها و داييهاي خود پيداميکند چيست؟
اميرالمؤمنين عليهالسلام روي مبارک خود را به امام حسن عليهالسلام نمود و فرمود: «پاسخ او را بده.»
پس امام حسن عليهالسلام به او فرمود: «اما سؤال تو از اين که چون انسان ميخوابد روح او کجا ميرود؟
همانا روح او در وقت خواب متعلق به باد است و باد متعلق به هوا ميباشد و اين چنين است تا وقتي که او را تکان دهند که بيدار شود. پس اگر خداوند اجازهي بازگشت روح او را به بدن داده باشد روح به بدن صاحبش باز ميگردد و اگر اجازهي بازگشت به بدن نباشد هوا باد را جذب ميکند و باد روح را جذب مينمايد و ديگر روح به بدن باز نميگردد تا وقتي که در قيامت مبعوث شود. و اما مسأله فراموشي و به ياد آوردن همانا قلب انسان در ظرفي است و بر آن ظرف سر پوشي است پس اگر انسان در آن حال بر محمد و آل او صلي الله عليه و آله صلوات کامل بفرستد [کمال صلوات به ذکر آل محمد صلي الله عليه و آله ميباشد] آن سرپوش کنار ميرود و قلب روشن ميشود انسان آنچه را فراموش کرده به ياد ميآورد و اگر صلوات برمحمد و آل او نفرستد و يا صلوات ناقص بفرستد [و آل محمد را در صلوات شريک نکند] سرپوش برداشته نميشود و قلب او تاريک خواهد بود و در فراموشي به سر ميبرد.
و اما اين که فرزند بسا شبيه عموها و داييهاي خود ميشود به اين علت است که چون مرد با همسر خود با قلبي آرام و عروقي ملايم و بدون اضطراب مجامعت کند نطفه در داخل رحم زن قرار ميگيرد و فرزند شبيه پدر و مادر خود ميشود و اگر با قلب مضطرب و عروق غير آرام و بدن لرزان مجامعت کند نطفه مضطرب ميگردد و بر بعضي از عروق قرار ميگيرد پس اگر بر عروق عموها قرار گيرد فرزند شبيه به عموهاي خود ميشود و اگر بر عروق داييها واقع شود فرزند شبيه به داييهاي خود خواهد شد.» آن مرد چون اين سخنان را شنيد گفت:
من همان گونه که هميشه شهادت ميدادهام به يگانگي خداوند و رسالت محمد صلي الله عليه و آله اکنون نيز شهادت و گواهي مينمايم که تو وصي او و قائم به حجت او ميباشي - در اين حال به اميرالمؤمنين عليهالسلام اشاره نمود - وبه امام حسن عليهالسلام گفت: و شهادت ميدهم که تو نيز وصي پدر خود و قائم به حجت او بعد از او هستي و سپس به امام حسين عليهالسلام اشاره نمود و گفت: و شهادت ميدهم که تو نيز بعد از برادر خود وصي پدر خود علي عليهالسلام هستي، و شهادت ميدهم که علي بن الحسين قائم به امر حسين و محمد بن علي و موسي بن جعفر قائم به امر جعفر محمد و علي بن موسي قائم به امر موسي بن جعفر و محمد بن علي قائم به امر علي بن موسي و علي بن محمد قائم به امر محمد بن علي و حسن بن علي قائم به امر علي بن محمدمي باشد.
و شهادت ميدهم که مردي از فرزندان حسن بن علي - که نام و کنيه او برده نميشود تا امر او در زمين ظاهر گردد و زمين را پر از عدل و داد کند چنان که پر از ظلم و جور شده باشد - قائم به امر حسن بن علي خواهد بود. و سلام بر تو اي اميرمؤمنان و رحمت و برکات خدا بر تو باد. سپس برخاست و از بين ما رفت.
اميرالمؤمنين عليهالسلام به امام حسن عليهالسلام فرمود:
«ببين او کجا رفت؟»
امام حسن عليهالسلام از مسجد خارج شد و به دنبال او رفت و فرمود:
«او چون قدم به خارج مسجد گذارد،من ندانستم به کجاي زمين رفت.»
و چون خدمت پدر خود باز گشت و پدر را از وضع او آگاه نمود اميرالمؤمنين عليهاالسلام فرمود:
«او را نشناختي؟
گفتم: خدا و رسول او و اميرالمؤمنين به او داناترند.اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود :
«او خضر عليهالسلام بود.»