دوستي و دشمني با علي (ع) از منظر امام رضا (ع)

دوستي و دشمني با علي (ع) از منظر امام رضا (ع)

روزي مأمون از حضرت رضا عليه‏السلام پرسيد: چرا جد تو علي عليه‏السلام تقسيم کننده‏ي مردم به سوي بهشت و جهنم است؟ 

حضرت فرمودند: آيا از پدر و اجداد خود نشنيده‏اي که از عبدالله بن عباس روايت کرده‏اند که گفت از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم: دوستي با علي عليه‏السلام ايمان است و دشمني با علي عليه‏السلام کفر است. 

مأمون گفت: آري شنيده‏ام. 

حضرت رضا عليه‏السلام فرمودند: اين سخن به اين معناست که علي عليه‏السلام تقسيم کننده‏ي افراد به بهشت و دوزخ است. (يعني علي عليه‏السلام ميزان سنجش است. هر کس در دنيا دوست علي عليه‏السلام بود، آن ترازوي سنجش، نشان‏دهنده‏ي دوستي و ايمان او است و بر اين اساس به بهشت مي‏رود و اگر دشمن علي عليه‏السلام بود، همان ترازو، دشمني و کفر او را نشان مي‏دهد و در نتيجه او را به سوي دوزخ مي‏فرستد.) 

مأمون گفت: خداوند متعال بعد از تو مرا زنده نگذارد؛ گواهي مي‏دهم که تو وارث علم رسول خدا صلي الله عليه و آله هستي. [1] . 

 

پي نوشته ها :

[1] کشف الغمه، ج 3، ص 147.

دوستي و دشمني با علي از منظر امام رضا

دوستي و دشمني با علي از منظر امام رضا

روزي مأمون از حضرت رضا عليه‏السلام پرسيد: چرا جد تو علي عليه‏السلام تقسيم کننده‏ي مردم به سوي بهشت و جهنم است؟ 

حضرت فرمودند: آيا از پدر و اجداد خود نشنيده‏اي که از عبدالله بن عباس روايت کرده‏اند که گفت از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم: دوستي با علي عليه‏السلام ايمان است و دشمني با علي عليه‏السلام کفر است. 

مأمون گفت: آري شنيده‏ام. 

حضرت رضا عليه‏السلام فرمودند: اين سخن به اين معناست که علي عليه‏السلام تقسيم کننده‏ي افراد به بهشت و دوزخ است. (يعني علي عليه‏السلام ميزان سنجش است. هر کس در دنيا دوست علي عليه‏السلام بود، آن ترازوي سنجش، نشان‏دهنده‏ي دوستي و ايمان او است و بر اين اساس به بهشت مي‏رود و اگر دشمن علي عليه‏السلام بود، همان ترازو، دشمني و کفر او را نشان مي‏دهد و در نتيجه او را به سوي دوزخ مي‏فرستد.) 

مأمون گفت: خداوند متعال بعد از تو مرا زنده نگذارد؛ گواهي مي‏دهم که تو وارث علم رسول خدا صلي الله عليه و آله هستي. [1] . 

 

پي نوشته ها :

[1] کشف الغمه، ج 3، ص 147.

سؤالات خضر از اميرالمومنين و گواهي او بر امامت ائمه

سؤالات خضر از اميرالمومنين و گواهي او بر امامت ائمه

 

شيخ صدوق عليه الرحمة در کتاب عيون، از ابوهاشم داود بن قاسم جعفري، از امام باقر عليه‏السلام نقل نموده که فرمود:

«روزي اميرالمؤمنين با امام حسن و امام حسين عليهم‏السلام وارد مسجد الحرام شدند، در حالي که اميرالمؤمنين عليه‏السلام بر دست سلمان تکيه نموده بود.پس مردي نيک سيما و خوش لباس بر اميرالمؤمنين عليه‏السلام سلام کرد و چون آن حضرت سلام او را پاسخ داد، آن مرد گفت: 

يا اميرالمؤمنين! من از شما سه مسأله را سؤال مي‏کنم، اگر پاسخ آنها را دادي مي‏دانم که اين مردم مرتکب خلاف شده‏اند و من حکم مي‏کنم که آنان از کيفر دنيا و آخرت ايمن نيستند و اگر پاسخ ندادي مي‏دانم که شما با آنان يکسان هستيد[و حقي از شما تضييع نشده است]. اميرالمؤمنين عليه‏السلام به او فرمود: «از هر چه مي‏خواهي سؤال کن.» 

آن مرد گفت: به من خبر بده که چون انسان مي‏خوابد روح و کجا مي‏رود؟ و بگو بدانم دليل فراموشي و به ياد آوردن انسان چيست؟

و سؤال سوم علت اين که فرزند شباهت به عموها و دايي‏هاي خود پيدامي‏کند چيست؟ 

اميرالمؤمنين عليه‏السلام روي مبارک خود را به امام حسن عليه‏السلام نمود و فرمود: «پاسخ او را بده.» 

پس امام حسن عليه‏السلام به او فرمود: «اما سؤال تو از اين که چون انسان مي‏خوابد روح او کجا مي‏رود؟

همانا روح او در وقت خواب متعلق به باد است و باد متعلق به هوا مي‏باشد و اين چنين است تا وقتي که او را تکان دهند که بيدار شود. پس اگر خداوند اجازه‏ي بازگشت روح او را به بدن داده باشد روح به بدن صاحبش باز مي‏گردد و اگر اجازه‏ي بازگشت به بدن نباشد هوا باد را جذب مي‏کند و باد روح را جذب مي‏نمايد و ديگر روح به بدن باز نمي‏گردد تا وقتي که در قيامت مبعوث شود. و اما مسأله فراموشي و به ياد آوردن همانا قلب انسان در ظرفي است و بر آن ظرف سر پوشي است پس اگر انسان در آن حال بر محمد و آل او صلي الله عليه و آله صلوات کامل بفرستد [کمال صلوات به ذکر آل محمد صلي الله عليه و آله مي‏باشد] آن سرپوش کنار مي‏رود و قلب روشن مي‏شود انسان آنچه را فراموش کرده به ياد مي‏آورد و اگر صلوات برمحمد و آل او نفرستد و يا صلوات ناقص بفرستد [و آل محمد را در صلوات شريک نکند] سرپوش برداشته نمي‏شود و قلب او تاريک خواهد بود و در فراموشي به سر مي‏برد. 

و اما اين که فرزند بسا شبيه عموها و دايي‏هاي خود مي‏شود به اين علت است که چون مرد با همسر خود با قلبي آرام و عروقي ملايم و بدون اضطراب مجامعت کند نطفه در داخل رحم زن قرار مي‏گيرد و فرزند شبيه پدر و مادر خود مي‏شود و اگر با قلب مضطرب و عروق غير آرام و بدن لرزان مجامعت کند نطفه مضطرب مي‏گردد و بر بعضي از عروق قرار مي‏گيرد پس اگر بر عروق عموها قرار گيرد فرزند شبيه به عموهاي خود مي‏شود و اگر بر عروق دايي‏ها واقع شود فرزند شبيه به دايي‏هاي خود خواهد شد.» آن مرد چون اين سخنان را شنيد گفت:

من همان گونه که هميشه شهادت مي‏داده‏ام به يگانگي خداوند و رسالت محمد صلي الله عليه و آله اکنون نيز شهادت و گواهي مي‏نمايم که تو وصي او و قائم به حجت او مي‏باشي - در اين حال به اميرالمؤمنين عليه‏السلام اشاره نمود - وبه امام حسن عليه‏السلام گفت: و شهادت مي‏دهم که تو نيز وصي پدر خود و قائم به حجت او بعد از او هستي و سپس به امام حسين عليه‏السلام اشاره نمود و گفت: و شهادت مي‏دهم که تو نيز بعد از برادر خود وصي پدر خود علي عليه‏السلام هستي، و شهادت مي‏دهم که علي بن الحسين قائم به امر حسين و محمد بن علي و موسي بن جعفر قائم به امر جعفر محمد و علي بن موسي قائم به امر موسي بن جعفر و محمد بن علي قائم به امر علي بن موسي و علي بن محمد قائم به امر محمد بن علي و حسن بن علي قائم به امر علي بن محمدمي باشد.

و شهادت مي‏دهم که مردي از فرزندان حسن بن علي - که نام و کنيه او برده نمي‏شود تا امر او در زمين ظاهر گردد و زمين را پر از عدل و داد کند چنان که پر از ظلم و جور شده باشد - قائم به امر حسن بن علي خواهد بود. و سلام بر تو اي اميرمؤمنان و رحمت و برکات خدا بر تو باد. سپس برخاست و از بين ما رفت. 

اميرالمؤمنين عليه‏السلام به امام حسن عليه‏السلام فرمود:

«ببين او کجا رفت؟»

امام حسن عليه‏السلام از مسجد خارج شد و به دنبال او رفت و فرمود:

«او چون قدم به خارج مسجد گذارد،من ندانستم به کجاي زمين رفت.»

و چون خدمت پدر خود باز گشت و پدر را از وضع او آگاه نمود اميرالمؤمنين عليهاالسلام فرمود:

«او را نشناختي؟

گفتم: خدا و رسول او و اميرالمؤمنين به او داناترند.اميرالمؤمنين عليه‏السلام فرمود :

«او خضر عليه‏السلام بود.» 

علي و قرآن کريم

علي و قرآن کريم

 

کاوشي در نهج‏البلاغه، تهران: بنياد نهج‏البلاغه، 1364، ص98 -91.

قال الله تبارک وتعالي: «لِنَجْعَلَهَا لَکُمْ تَذْکِرًَْ وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ». [1] .

بحث بنده در باره‏ي علي (ع) و قرآن کريم است. علماي علوم قرآني و مفسّران در اين حقيقت متّفق‏اند که اصحاب پيامبر گرامي ما - صلوات الله عليه - در استعداد فهم و درک معاني قرآني، مراتب متفاوت داشته‏اند؛ چنانکه از فيض مشاهده‏ي نزول وحي و شهادت بر نزول سوره‏ها و مجموع آيه‏هاي نازله بر پيامبر (ص) به نسبتي متفاوت بهره برده‏اند.

آنانکه در مدينه به رسول خدا ايمان آوردند شاهد نزول سوره‏هاي مکّي نبودند و از تفسير و شأن نزول خصوصاً مصداق نزول آيات محروم ماندند.

در مورد شأن نزول آيه‏اي که تلاوت شد، حديث شناسان و مورّخان همداستان‏اند که مقصود از «أذن واعية»، علي بن ابي طالب - سلام الله عليه - است. چنانچه «ابن جرير طبري» و «ابن ابي حاتم» و «واحدي» (صاحب «أسباب النزول)» و«ابن مردويه» و«ابن عساکر» و ديگران از قول «بريدة اسلمي» چنين ثبت کرده‏اند که رسول خدا (ص) به علي (ع) فرمود:

«اًّنّ الله أمرَني أنْ أدنيک ولا أقصيک وأن أعلّمَک وأن تَعي وحقَّ لک أن تَعي.. فنزلت هذه الاَّية «وتعيها اذن واعية». [2] .

ادامه متن در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

برخي از نام ها و کنيه‏ها و القاب حضرت علي بن ابي طالب

برخي از نام ها و کنيه‏ها و القاب حضرت علي بن ابي طالب

 

» اميرالمستحقين المحرومين

» سيد الشهدا

» الانزع البطين

» يعسوب المؤمنين

» صديق اکبر و فاروق امت

» ولي

» وصي

» حيدر

» اميرالمؤمنين

» ابوزينب

» ابوالريحانتين

» ابوالحسن، ابوالحسين

» ابوتراب، بوتراب

» علي

ادامه متن در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

امام علي و اصول برخورد با دشمنان

امام علي و اصول برخورد با دشمنان

» علي و حکومت

» علي و مخالفان

مقدمه

 

در يک نگاه انسانهاي برجسته دو گروه اند: يک گروه، انسانهايي هستند که در يک فضيلت داراي منزلت والا مي باشند، مانند متفکران بزرگي که تفکرات نو و برجسته اي به ارمغان آورده اند يا همانند عرفا و سالکاني که در سير و سلوک و عرفان به مقامات بالايي دست يافته اند و يا سياستمداران و حاکماني که در رعايت حقوق مردم و تحقق آنها از خود گذشتگي هاي بزرگي نموده اند.

گروه دوم، انسانهايي هستند که برجستگي آنها نه در يک زمينه، بلکه در ابعاد مختلفي مي باشد، مانند

 

ادامه متن در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

ابعاد تقوي در نهج‏البلاغه

ابعاد تقوي در نهج‏البلاغه

 

» تقوي از نظر فعل خارجي و خصلت و خوي

» تقوي با تفکر و جهان بيني صحيح‏

» بعد اجتماعي و سياسي تقوا

 

مقدمه

 

موضوع بحث ما «ابعاد تقوي در نهج‏البلاغه» است. مساله‏ي تقوي يکي از واژه‏هاي است که تقريبا بيش از کلمه‏هاي ديگر در نهج‏البلاغه بکار رفته است. اگر نهج‏البلاغه را به ده قسمت تقسيم کنيم، حداقل يک قسمت آن درباره‏ي تقوي، مفهوم تقوي، اوصاف تقوي و صفات متقين بحث شده است. ولي در فرصتي که در اختيار داريم تنها به بخش کوتاهي از آن مي‏توانيم بپردازيم، اميد است بقيه‏ي اين مبحث در رساله‏اي مستقل تقديم علاقه مندان شود.

 

ادامه متن در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

امام علي و حرمت انسان

امام علي و حرمت انسان

 

روزنامه‏ي بهار (دوشنبه 2 خرداد 1379)، ص  6.

مسلماني در گرو اين باور است که شخصيت ممتاز پيامبر اسلام بي‏همانند و از جمله مکانت والاي او برتر از مقام امام علي (ع) است و در اين نکته، ترديدي نيست. امام علي (ع) برجسته‏ترين و بزرگترين پيرو پيامبر (ص) است و برترين و جامع‏ترين سر مشق زندگي براي راهروان راه محمد (ص). علي (ع) پيشواي مؤمنان با فضيلت است و از اين جهت در تاريخ بشري بي‏همتاست.

اگر پيامبر (ص) آمده‏ بود تا انساني طراز قرآن در جامعه‏اي طراز عدالت بپرورد، علي (ع) همان انسان در خور پيشوايي همان جامعه است. تنها کينه توزان تنگ نظر که تعصب سياه چشم دلشان را کور کرده است، اين حقيقت را انکار مي‏کنند. 

 

ادامه متن در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته