اتمام حجت خداوند تعالي با غدير

اتمام حجت خداوند تعالي با غدير

 

اصل واقعه‏ي غدير يک اتمام حجت الهي بر بشريت و ادامه‏ي اتمام حجتهاي خداوند با ارسال پيامبران بود. پس از غدير نيز پروردگار قادر متعال- به عنوان مهر تأييد و امضاي ربوبي- در چندين مقطع حساس، با يَدِ قدرت خود نشان داد که از هيچکس هيچ عذري درباره‏ي اعتقاد به غدير و ابلاغ آن به نسلهاي آينده پذيرفته نيست و مخالفت با غدير شمشير کشيدن در برابر خالق جهان است.

 

>عذاب آسماني بر دشمن غدير

>ظهور جبرئيل در غدير

>نداي آسماني در غدير

>ظهور پيامبر پس از سقيفه براي غدير

>بلاي الهي بر منکر غدير

 

ادامه متن در ادامه مطلب ...

 

 


 

مطالب مرتبط :

  1. اتمام حجت پيامبر با غدير
  2. اتمام حجت اميرالمؤمنين با غدير
  3. اتمام حجت امام حسن مجتبي با غدير
  4. اتمام حجت امام حسين با غدير
  5. اتمام حجت امام زين‏العابدين با غدير
  6. اتمام حجت امام باقر با غدير
  7. اتمام حجت امام صادق با غدير
  8. اتمام حجت حضرت موسي بن جعفر با غدير
  9. اتمام حجت امام رضا با غدير
  10. اتمام حجت امام علي النقي با غدير
  11. اتمام حجت امام حسن عسکري با غدير
ادامه نوشته

اتمام حجت امام علي النقي با غدير

 اتمام حجت امام علي النقي با غدير

 

>زيارت نامه غدير

>قرآن موافق با غدير، غدير موافق با قرآن

زيارت نامه غدير

 

بحارالانوار: ج 97 ص 360. مصباح المتهجد: ص 691.

امام علي النقي عليه‏السلام در سالي که معتصم عباسي آنحضرت را از مدينه به سامرا آورد، در روز عيد غدير به نجف آمدند و اميرالمؤمنين عليه‏السلام را زيارت کردند و زيارت نامه‏ي مفصلي که يک دور کامل اعتقادي درباره‏ي فرهنگ غدير است خواندند و ماجراي غدير را ضمن آن چنين بيان فرمودند:

من شهادت مي‏دهم که پيامبر صلي اللَّه عليه و آله آنچه درباره‏ي تو از سوي خدا نازل شده بود را ابلاغ کرد و امر خدا را امتثال نمود و اطاعت و ولايت تو را بر امتش واجب کرد و براي تو از آنان بيعت گرفت و تو را صاحب اختيار مؤمنين قرار داد، همانگونه که خداوند اين مقام را براي تو قرار داده بود.

سپس خدا را بر اين مطلب شاهد گرفت و فرمود: آيا فرمان الهي را به شما نرساندم؟ گفتند: آري رساندي. فرمود: خدايا شاهد باش و تو براي شاهد بودن و قضاوت بين بندگان کافي هستي.

... يا اميرالمؤمنين، من شهادت مي‏دهم که هر کس غير تو را با تو يکسان بداند و او را به جاي تو قرار دهد از دينِ پايداري که خداوند رب العالمين پسنديده و آن را با ولايت تو در روز غدير کامل فرموده، روي گردان است.

... شهادت مي‏دهم که خداوند به پيامبر صلي اللَّه عليه و آله دستور داد تا صاحب اختياريِ تو را بر امت علناً اعلام کند تا مقام شامخ تو را بلندتر نمايد و برهان و دليل تو را اعلان نمايد و سخنان باطل را خط بطلان کشد و عذرها را قطع نمايد. آنگاه که پيامبر صلي اللَّه عليه و آله از فتنه‏ي فاسقين نگران شد و تقيه از منافقين را مطرح نمود، پروردگار جهان بر او وحي فرستاد که «يا ايها الرسول، بلغ ما انزل اليک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و اللَّه يعصمک من الناس». اين بود که آنحضرت سنگيني سفر را بر خود هموار نمود و در شدت گرماي ظهر بپاخاست و خطبه‏اي ايراد کرد و شنوانيد و ندا کرد و رسانيد. سپس از همه‏ي آنان پرسيد: آيا رسانيدم؟ گفتند: آري بخدا قسم. عرض کرد: خدايا شاهد باش. سپس پرسيد: آيا من نسبت به مؤمنين از خودشان صاحب اختيارتر نبوده‏ام؟ گفتند: آري. پس دست تو را گرفت و فرمود: «من کنت مولاه فعلي مولاه،اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله».

ولي به آنچه خداوند درباره‏ي تو بر پيامبرش نازل کرد جز عده‏ي کمي ايمان نياوردند و اکثرشان جز زيان کاري چيزي بدست نياوردند... خدايا لعنت کن کساني را که حق وليت را غصب نمودند و عهد و پيمان او را انکار نمودند بعد از يقين و اقرار به ولايت او در روزي که دين را برايش کامل نمودي.

قرآن موافق با غدير، غدير موافق با قرآن

 

بحارالانوار: ج 2 ص 226 ح 3.

اهل اهواز خدمت امام هادي عليه‏السلام نامه‏اي نوشتند و طي آن سؤالاتي مطرح کردند. حضرت در جواب آنان نامه‏اي نوشتند و پاسخ سؤالاتشان را دادند و از جمله فرمودند:

صحيح‏ترين خبري که اثبات آن از قرآن شناخته شده حديث ثقلين است که نقل آن از پيامبر صلي اللَّه عليه و آله مورد اتفاق است. ما اين آيه را به صراحت در قرآن مي‏يابيم که مي‏فرمايد: «انما وليکم اللَّه و رسوله و الذين آمنوا...»، و روايات متفق است که اين آيه درباره‏ي اميرالمؤمنين عليه‏السلام است که انگشتر خود را در حال رکوع صدقه داد و خدا از اين عمل او قدرداني فرمود و اين آيه را درباره‏اش نازل نمود.

بعد مي‏بينيم که پيامبر صلي اللَّه عليه و آله او را از اصحابش جدا کرد و اين عبارت را فرمود: «من کنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه». از اين ارتباط مي‏فهميم که قرآن به درستي اين اخبار و حقانيت اين شواهد گواهي مي‏دهد. لذا است که امت بايد بدان اقرار کنند چرا که با قرآن موافق است و قرآن با آنها موافق است. اينجاست که پيروي از چنين احاديثي واجب مي‏شود و جز اهل عناد و فساد نمي‏توانند از آن سرپيچي کنند.

اتمام حجت امام حسن عسکري با غدير

 اتمام حجت امام حسن عسکري با غدير

 

>منت خداوند بر مردم با غدير

>غدير، معرف حزب الله

منت خداوند بر مردم با غدير

 

بحارالانوار: ج 50 ص 321.

اسحاق بن اسماعيل از نيشابور براي امام عسکري عليه‏السلام نامه‏اي نوشت و مسائلي را مطرح کرد. آنحضرت نامه‏اي را توسط نماينده‏ي خود براي او فرستادند که يکي از فرازهاي آن چنين است:

آنگاه که خداوند با بپاداشتن اولياء بعد از پيامبرش بر شما منت گذاشت خطاب به پيامبرش فرمود: «اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الاسلام ديناً».

غدير، معرف حزب الله

 

اثبات الهداة: ج 2 ص 139 ح 606.

حسن بن ظريف مي‏گويد: به امام عسکري عليه‏السلام نامه‏اي نوشتم و سؤال کردم: معناي قول پيامبر صلي اللَّه عليه و آله به اميرالمؤمنين عليه‏السلام چيست که فرمود: «من کنت مولاه فهذا علي مولاه»؟

امام عسکري عليه‏السلام فرمود:

مقصود حضرت آن بود که او را عَلَم و علامتي قرار دهد که هنگام اختلاف حزب خداوند با آن شناخته شوند.

اتمام حجت امام رضا با غدير

اتمام حجت امام رضا با غدير

 

>عقلهاي مردم کجا و مقام بلند امامت

>روايت غدير به نقل از همه‏ امامان

>جشن غدير توسط امام رضا

عقلهاي مردم کجا و مقام بلند امامت

 

غيبت نعماني: ص 218 ح 6.

در فاصله‏ي تبعيد امام رضا عليه‏السلام به خراسان زمينه‏هاي بسيار مناسبي براي تبيين معناي غدير پيش آمد که از نمونه‏هاي بارز آن در روزهاي اول ورود حضرت بود. عبدالعزيز مي‏گويد: در روزهاي اول ورود حضرت به شهر مرو، در روز جمعه مردم در مسجد جامع شهر جمع شده بودند و درباره‏ي مسئله‏ي امامت و اختلافاتي که درباره‏ي آن مطرح است سخن مي‏گفتند. من خدمت آقايم امام رضا عليه‏السلام رفتم و اين بحثهاي مسجد را به حضرت گزارش دادم. حضرت تبسمي کرد و فرمود:

اين مردم نمي‏دانند و در آرائي که مي‏گويند مورد مکر و حيله قرار گرفته‏اند. خداوند تبارک و تعالي پيامبرش را از اين جهان نبُرد مگر بعد از آنکه دين را برايش کامل فرمود. از يک سو قرآن را بر او نازل کرد... و از سوي ديگر در حجة الوداع که آخر عمر او بود اين آيه را فرستاد که «اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت عليکم نعمتي و رضيت لکم الاسلام دينا». مسئله‏ي امامت کمال دين است؛ پيامبر صلي اللَّه عليه و آله از اين جهان نرفت مگر آنکه براي امتش معارف دينشان را روشن ساخت و راهشان را مشخص فرمود و آنان را به قول حق سپرد و علي عليه‏السلام را عَلَم و امام براي آنان منصوب فرمود، و هرچه امت بدان نياز دارند بيان فرمود. هر کس گمان کند که خداوند دينش را کامل نکرده او کتاب خدا را رد نموده و به آن کافر است...

انتخاب امام بدست مردم و عقلهاي مردم کجا و مقام بلند امامت!؟ کجا مي‏توان صاحب چنين مقامي را پيدا کرد؟... مي‏خواهند امامت را با عقلهاي حيران و بي‏ثمر و ناقص، و رأيهاي گمراه برپا کنند... انتخاب خدا و پيامبر و اهل‏بيتش را کنار گذارده و به انتخاب خود روي آورده‏اند، در حاليکه قرآن ندا داده است: «پروردگارت آنچه بخداهد خلق مي‏کند و انتخاب مي‏نمايد، براي مردم حق انتخاب و اختياري نيست...» و همچنين فرموده: «وقتي خدا و رسولش در مسئله‏اي حکم کنند براي هيچ زن و مرد مسلماني حق اختيار نمي‏ماند»...

روايت غدير به نقل از همه‏ امامان

 

اثبات الهداة:ج 2 ص 103 ح 425.

يکي از خصوصيات زمان امام رضا عليه‏السلام شرايط سخت تقيه بود، و لذا امام عليه‏السلام بسياري از روايات را با ذکر سند از پدرانشان نقل مي‏کردند. از جمله حديث غدير را حضرت از پدرشان حضرت موسي بن جعفر از امام صادق از امام باقر از امام سجاد از امام حسين از اميرالمؤمنين عليهم‏السلام از پيامبر صلي اللَّه عليه و آله نقل کردند که فرمود: «من کنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله».

جشن غدير توسط امام رضا

 

عوالم: ج 3:15 ص 224-221.

در روز عيد غديري امام رضا عليه‏السلام عده‏اي از خواص اصحابشان را- که آن روز را روزه گرفته بودند- براي افطار دعوت کردند و هدايايي بعنوان عيدي به خانه‏هايشان فرستادند و همچنين درباره‏ي اين روز فرمودند:

روز غدير در آسمان مشهورتر از زمين است... و آن روزي است که خداوند دين را کامل کرد... در روز غدير خداوند ولايت را بر اهل آسمانهاي هفتگانه و زمينها عرضه کرد. مَثَل مؤمنين در قبول ولايت اميرالمؤمنين عليه‏السلام در روز غدير مَثَل ملائکه در سجودشان براي آدم است، و مثل آنانکه ولايت آنحضرت در روز غدير را نپذيرفتند مثل ابليس است.  

اتمام حجت امام صادق با غدير

اتمام حجت امام صادق با غدير

 

در دوران زندگي امام صادق عليه‏السلام در اثر جوّ مناسبي که براي نشر معارف اهل‏بيت عليه‏السلام پيش آمد، بيش از همه‏ي دورانها حديث غدير مطرح شده است. مواردي از آن ذيلاً تقديم مي‏شود:

 

>تغافل مردم از غدير

>انکار نعمت در سقيفه

>هزاران شاهد در غدير

>خوشا به حال ثابت قدمان بر غدير

>استناد غدير به قرآن

>غدير، پايان رسالت

>شکنندگان غدير، کفري بر کفر ديگر

>جاي پاي پيامبر در غدير

>غدير براي مرد و زن

>روز عظيم تجديد پيمان

>انتشار فوري خبر غدير

>معناي غدير

 

ادامه متن در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

اتمام حجت حضرت موسي بن جعفر با غدير

اتمام حجت حضرت موسي بن جعفر با غدير

 

>ماجراي مشهور و معروف غدير

>ولايت همه خلايق با ماست

>دشمنان غدير در روز قيامت

ماجراي مشهور و معروف غدير

 

بحارالانوار: ج 37 ص 142.

امام موسي بن جعفر عليه‏السلام در حديثي واقعه‏ي غدير را چنين نقل فرموده‏اند:

پيامبر صلي اللَّه عليه و آله اميرالمؤمنين عليه‏السلام را در ماجراي معروف و مشهور روز غدير معرفي کردند و چنين فرمودند: اي مردم، آيا من صاحب اختيارتر از شما نسبت به خودتان نيستم؟ گفتند: آري يا رسول اللَّه. حضرت نگاهي به آسمان کرد و فرمود: خدايا شاهد باش - و اين کار را سه بار تکرار کرد- سپس فرمود: بدانيد که هر کس من مولاي او و صاحب اختيارتر نسبت به او هستم اين علي مولاي او و صاحب اختيار اوست. اللهم وال من والاه و عادِ من عاداه و انصر من نصره واخذل من خذله.

ولايت همه خلايق با ماست

 

بحارالانوار: ج 48 ص 147.

در ايامي که حضرت موسي بن جعفر عليه‏السلام در زندان بودند، روزي هارون حضرت را احضار کرد و مسائلي را سؤال نمود که از جمله درباره‏ي ولايت اهل‏بيت عليه‏السلام بر مردم بود. حضرت فرمود:

ما مي‏گوييم ولايت همه‏ي خلايق با ما است... و ما اين ادعا را از کلام پيامبر صلي اللَّه عليه و آله در غديرخم مي‏نماييم که فرمود: «من کنت مولاه فعلي مولاه».

دشمنان غدير در روز قيامت

 

بحارالانوار: ج 6 ص 53.

در حديثي حضرت امام کاظم عليه‏السلام توطئه‏هاي منافقين در غدير را بيان کردند و اشاره به جزاي اين رفتار آنان در روز قيامت نمودند. قسمتي از اين حديث چنين است:

آنگاه که پيامبر صلي اللَّه عليه و آله علي عليه‏السلام را در روز غدير خم منصوب کرد و به بزرگان مهاجرين و انصار دستور داد تا با او بيعت کنند، آنان در ظاهر بيعت کردند ولي بين خود توطئه کردند که دو کار انجام دهند: يکي امر خلافت را پس از پيامبر صلي اللَّه عليه و آله از علي عليه‏السلام بگيرند و ديگر اينکه در صورت امکان هر دو بزرگوار را به قتل برسانند. خداوند به پيامبرش خبر داد که اينان حيله‏گرند و شما را مسخره مي‏کنند. در آخرت هم خداوند آنان را به استهزاء خواهد گرفت، به جزاي استهزايي که در اين دنيا کردند و خدا در دنيا به آنان مهلت داد.

روز قيامت که مي‏شود از جهنم مقامات شيعيان اميرالمؤمنين عليه‏السلام را در بهشت مي‏بينند. مؤمنين آن منافقين را به اسم صدا مي‏زنند و به آنان مي‏گويند: چرا در آن عذاب و خواري معطل مانده‏ايد، نزد ما بياييد تا درهاي بهشت را به روي شما باز کنيم و از آتش جهنم نجات يابيد. آنان در جهنم خود را بسوي بهشت مي‏کشانند و در همان حال مأمورين عذاب خود را به آنان مي‏رسانند و با عمودها و تازيانه‏هاي خود بر آنان مي‏زنند. وقتي نزديک درهاي بهشت مي‏رسند مي‏بينند درها به روي آنان بسته شده است. اينجاست که بار ديگر به اعماق جهنم کشيده مي‏شوند، و مؤمنين از ديدن اين منظره مي‏خندند و آنان را مسخره مي‏کنند که خداوند هم در قرآن فرموده: «فاليوم الذين آمنوا من الکفار يضحکون علي الأرائک ينظرون».

 

اتمام حجت امام زين‏العابدين با غدير

اتمام حجت امام زين‏العابدين با غدير

 

>غدير يعني امامت

غدير يعني امامت

 

اثبات الهداة: ج 2 ص 34 ح 139.

يک نفر از امام زين‏العابدين عليه‏السلام پرسيد: معناي کلام پيامبر صلي اللَّه عليه و آله چيست که فرمود: «من کنت مولاه فعلي مولاه»؟ فرمود: به آنان خبر داد که علي بن ابي‏طالب عليه‏السلام امام بعد از او است.

 

اتمام حجت امام باقر با غدير

اتمام حجت امام باقر با غدير

 

>متن کامل خطابه غدير

>در پاسخ به حسن بصري

>در پاسخ به ذکر نام اهل ‏بيت در قرآن

>بي‏انصافي مردم با غدير

>تعجب از سؤال درباره معناي غدير

>انکار حقيقت بزرگ غدير

 

ادامه متن در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

اتمام حجت امام حسن مجتبي با غدير

 اتمام حجت امام حسن مجتبي با غدير

 

>هنگام صلح با معاويه در کوفه

>در مجلس معاويه در شام

هنگام صلح با معاويه در کوفه

 

اثبات الهداة: ج 2 ص 88 ح 360. بحارالانوار: ج 10 ص 139.

يکي از مورادي که غدير در عرصه‏ي اعتقادي مردم مطرح شد در صلح امام حسن عليه‏السلام بود. آنحضرت در کوفه با حضور معاويه بر فراز منبر رفتند و پس از حمد و ثناي الهي مطالبي فرمودند که از جمله آنها اين بود:

بني‏اسرائيل هارون را رها کردند و تابع سامري شدند در حاليکه مي‏دانستند او خليفه‏ي موسي است. اين امت نيز پدرم را رها کردند و با غير او بيعت کردند در حاليکه خودشان ديدند که پيامبر صلي اللَّه عليه و آله پدرم را در روز غدير خم منصوب فرمود و به آنان دستور داد که حاضرانشان به غائبان خبر دهند.

 

در مجلس معاويه در شام

 

بحارالانوار: ج 44 ص 75.

در تاريخ مشاجرات لفظي اسلام مانند روزي نيامده که معاويه و دار و دسته‏اش نزد او جمع شده بودند و فرستادند تا امام حسن عليه‏السلام هم آمد و آنچه مي‏توانستند به آنحضرت و پدر بزرگوارش ناسزا گفتند.

امام مجتبي عليه‏السلام آغاز به سخن فرمود و احتجاجات مفصلي درباره‏ي اميرالمؤمنين عليه‏السلام در برابر آنان بيان نمود و از جمله فرمود:

پيامبر صلي اللَّه عليه و آله در حاليکه بر فراز منبر بود علي عليه‏السلام را فرا خواند. سپس او را با دستانش گرفت و فرمود: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه».  

اتمام حجت امام حسين با غدير

اتمام حجت امام حسين با غدير

 

>در زمان معاويه در موسم حج

 

در زمان معاويه در موسم حج

 

کتاب سليم: حديث 26.

يکسال قبل از مرگ معاويه که مطابق است با يکسال قبل از واقعه‏ي عاشورا، امام حسين عليه‏السلام در سفر حج در مني با حضور 700 نفر اجتماع بزرگي در خيمه‏ي خود تشکيل دادند که دويست نفر آنان اصحاب پيامبر صلي اللَّه عليه و آله بودند.

سپس حضرت براي خطابه بپاخاستند و پس از حمد و ثناي الهي، از اقدامات معاويه بر ضد اميرالمؤمنين عليه‏السلام اظهار ناراحتي شديد کردند و سپس شروع به شمردن مناقب اميرالمؤمنين عليه‏السلام نمودند. حضرت در همه‏ي موارد مردم را بر صدق آنها قسم مي‏دادند و همه اقرار مي‏کردند. از جمله فرمودند:

شما را بخدا قسم مي‏دهم، آيا مي‏دانيد که پيامبر صلي اللَّه عليه و آله در روز غدير خم علي بن ابي‏طالب عليه‏السلام را منصوب کرد و ولايت را براي او اعلام نمود و فرمود: بايد حاضران به غايبان خبر دهند؟

جمعيت حاضر گفتند: آري بخدا قسم.

اتمام حجت اميرالمؤمنين با غدير

اتمام حجت اميرالمؤمنين با غدير

 

سزاوارترين کسي که احتجاج با غدير حق او بوده صاحب آن اميرالمؤمنين عليه‏السلام است، و مناسب‏ترين اوقات براي اتمام حجت با غدير روزهاي آغازين غصب خلافت و دوران حيات آنحضرت است. بهمين جهت از همان روزهاي اول رحلت پيامبر صلي اللَّه عليه و آله غدير بصورت تبليغ، احتجاج، مناشده و مناظره با حضور شخص اميرالمؤمنين عليه‏السلام مطرح شد.

روز هفتم غصب خلافت حضرت به مسجد آمدند و در برابر غاصبين با حضور مردم غدير را مطرح فرمودند. هنگام طلب بيعت از آنحضرت و آنگاه که درِ خانه‏اش را آتش زدند و حضرت را به اجبار براي بيعت بردند و در زير شمشيرها از او بيعت خواستند باز هم با غدير استدلال بر حق خويش فرمود.

آنحضرت در زمان ابوبکر و عمر چندين مورد با حضور مردم و بطور خصوصي، مسئله‏ي غدير را مطرح کردند. در شورايي که پس از قتل عمر براي تعيين خليفه تشکيل شد و هنگام بيعت مردم با عثمان و در زمان عثمان نيز بارها غدير را مطرح فرمودند.

با آغاز خلافت ظاهري اميرالمؤمنين عليه‏السلام، آنحضرت در ميدان جنگ جمل با غدير احتجاج کردند. جنگ صفين بحبوحه‏ي کارآيي غدير بود که در نامه‏هاي حضرت به معاويه، و در خود ميدان جنگ بارها مطرح شد.

در دوران پنج ساله‏ي حکومت ظاهري حضرت مجلس بزرگي در ميدان اصلي کوفه تشکيل شد و حقيقت بزرگ غدير براي عموم مردم تبيين شد. در زمان حضرت غدير رسما عيد گرفته شد و سخنراني مفصلي درباره‏ي عظمت اين روز از سوي حضرت ايراد شد. اميرالمؤمنين عليه‏السلام در روزهاي آخر عمر، نوشته‏اي آماده کردند که هر جمعه بر مردم خوانده شود و در آن با غدير استدلال کردند، و بالأخره اميرالمؤمنين عليه‏السلام بعنوان بالاترين فضيلت خود غدير را مطرح کردند.

 

>روز هفتم سقيفه

>در مسجد پس از ملاقات ابوبکر و عمر

>در پاسخ به انصار

>زير شمشيرها پس از آتش زدن در خانه

>در مجلس خصوصي با ابوبکر

>در پاسخ به سؤال ابوبکر در مسجد قبا

>در برابر تقاضاي ابوبکر و عمر

>پس از قتل نماينده ابوبکر در فدک

>در مسجد پيامبر در زمان عمر

>در شوراي شش نفره پس از قتل عمر

>هنگام بيعت مردم با عثمان

>در پاسخ به طلحه در زمان عثمان

>در بيان ليبلغ الشاهد الغائب

>در جنگ جمل

>در آغاز جنگ صفين

>در نامه‏ معاويه

>در جنگ صفين بر فراز منبر

>در پاسخ به ادعاي معاويه

>در جنگ صفين در بيان عم يتسائلون

>در بيان امتيازات خاص خود

>به عنوان بالاترين منقبت خود

>منصوب شدگان غدير

>در هفتاد فضيلت انحصاري حضرت

>اتمام حجت بر کوتاهي ‏کنندگان در غدير

>همه مردم شاهد بر غدير

 

ادامه متن در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

اتمام حجت پيامبر با غدير

اتمام حجت پيامبر با غدير

 

غدير اتمام حجتي از سوي پيامبر صلي اللَّه عليه و آله بر مسلمانان بود. پس از آن در فاصله هفتاد روزه تا رحلت نيز چند بار آنحضرت با غدير اتمام حجت نمودند و با اين اقدامات سنديت دائمي غدير را براي آينده‏هاي بلند مدت مسلمين تثبيت فرمودند.

 

>بر چادرنشينان اطراف مدينه

>هدف از غدير

>در پاسخ منافقين

>معرفي عيد غدير به نسلهاي آينده

>غدير و خانه ‏نشيني اميرالمؤمنين

>اتمام حجت حضرت زهرا با غدير

>کنار قبور شهداي احد

>هنگام آتش زدن در خانه

>براي دخترش ام کلثوم

>در روزهاي آخر عمر در پاسخ به ياران سقيفه

 

ادامه متن در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته